مرکزجستجوی مایکروسافت
www.search.msn.com
دروازه بزرگ و ابزار جستجو
www.yahoo.com
جستجو در میان مجلات – جستجوی موضوعی درمحدوده جغرافیایی دلخواه
(سه موتور جستجو lyGO.com و MSN و Ask.com همزمان)
www.hotbot.com
جستجوی پیچیده
www.altavista.com
جستجو-جستجوی مقالات براساس ارتباط مطالب با کلمات جستجو
www.google.com
یافتن تصاویرموردنظرتان
www.image.google.com
جستجو بطور همزمان درچندموتورجستجوی قوی
www.framesearch.net
موتورجستجوبرای بچه ها
www.rcls.org/ksearch.htm
فرهنگ وب
www.looksmart.com/rd=2001.02.08
موتورجستجوی معروف و بزرگ برحسب کلیدواژه یا کاراکترهای متنی یا عنوان
www.excite.com
موتورجستجو برای استفاده کنندگان وسایل صوتی
www.webcrawler.com
خدمات تجاری آن لاین
www.aol.com
چندین موتورجستجو دراین آدرس
www.searches.com
کتابخانه های دانشگاه آلبانی با ترکیبی از موتورهای جستجو
www.albany.edu/library/internet/5yntax.html
جستجو در اینترنت، خواندن اخبار روزانه بررسی قیمتهای سهام
www.netscape.com
جستجو در بیش از 300پایگاه اطلاعاتی
www.isleuth.com
موتورقوی جستجو، استفاده از یوزنت، اخبار سهام و خدمات خبری سایت هایFP
www.dogpile.com
موتور قوی جستجو برای آدرس های وب، مجله ها، روزنامه ها، گروههای خبری، شرکت ها و فایل هایMP3
www.mamma.com
موتورجستجو برحسب کلیدواژه یا موضوع
www.findlink.com
موتور جستجو برای متخصصین حقوق، تجارت، علوم پزشکی
www.galaxy.com
مقالات علوم اجتماعی، خرید، محیط آدرس بچه ها، آموزش، موسیقی
www.nerdworld.com
بیست صفحه اول پایان نامه های سراسر جهان و نیز فهرستی از خلاصه مقالات
www.proquest.com
رتبه بندی و مقایسه موتورهای جستجو با توجه به تحقیقات بازار
www.searchenginewatch.com
موتورجستجوی اسک دات کام
www.ask.com

شرکت فولاد مبارکه اصفهان
http://www.mobarakeh-steel.ir
شرکت ملي فولاد ايران
http://www.niscoir.com/homepagefr.asp
مرکز اطلاع رساني استيل ايران
http://www.irsteel.com/persian/index.php
شرکت سهامي آلومينيم ايران
http://www.iralco.net/web/index.asp
شرکت ملي صنايع مس ايران
http://www.nicico.com/portal/home
گروه صنعتي ايران خودرو
http://www.ikco.com/persian/default.aspx
آمار لحظه به لحظه ( حتماً ببینید! )
آدرس: http://www.worldometers.info
انگليسي بخوانيد وگوش كنيد ( بسیارجالب! )
آدرس: http://www.efl.net/caol.htm
اطلاعات پزشكي
آدرس: http://www.irteb.com
اطلاعات صنايع غذايي
آدرس: http://www.iranagrofood.com
نمايشگاههاي بين المللي
آدرس: http://www.iranfair.com/farsi/default.htm
گمرك
آدرس: http://www.irica.gov.ir
بنام خدا
روز به روز بيشتر مي شود، تعداد جواناني که در موقعيت هاي مختلف با آنها مواجه مي شوم و در حال غوطه خوردن اند در نوعي تحير و بلاتکليفي فرصت سوز و کسل کننده.
به نظر من مشکل اصلي جوانان ما، شغل نيست، ازدواج هم نيست، مسکن هم نيست. اينها در مراحل بعدي هستند.
به نظرم مشکل اصلي ، دو چيز است.
اول : انتخاب صحيح و دقيق مسير زندگي فردي و اجتماعي.
و صحت اين انتخاب تا حد زيادي برمي گردد به کشف درست استعداد و برجستگي خاص هر فرد.
هرکسي اگر دقيقاً در جايگاه اصلي خود در جامعه قرار بگيرد، در همان جايگاهي که دست خلقت او را براي آن کار آفريده، آنوقت ميتواند در زندگي فردي و اجتماعي خود يک فرد موفق باشد. خداي بزرگ به هر انساني بهره اي از استعداد و توانائي داده و به عبارت ديگر هر کسي حتماً و تاکيد ميکنم حتماً ، حداقل در زمينه اي خاص، استعداد شگرف و توان موفقيت و برجستگي دارد.
همه ما در بين مشاغل مختلف اجتماعي، افرادي را مشاهده ميکنيم که به علت درخشيدن، مورد مراجعه و توجه همگان هستند.اين موضوع، ربطي به نوع شغل و جايگاه اجتماعي آن ندارد، حتي در شغلهاي ساده و (در ظاهر) بدون نياز به کمترين تخصص اين مسئله صادق است. از نانوائي ، سلماني ، کارگري ساختمان، رفتگري و ... که هر کدام در جاي خود شغلهاي بسيارمهم و حساسي هستند گرفته ،تا کارمندي ، معلمي ، مهندسي ، دکتري و... همه و همه برجستگاني دارند که با بقيه هم صنفان خود تفاوت جدي دارند و بقيه نيز اين تفاوت را به خوبي درک ميکنند. اين برجستگان، دقيقاً كساني هستند كه در نظام آفرينش، درست در جاي خود قرار گرفته اند. انتخاب دقيق و درستي داشته اند.
آنچه مهمترين نياز يک جوان است، کشف دقيق قابليتهاي خود و سعي و تلاش در آن راستاست، و اين كار معمولاً توسط خود افراد و به تنهائي قابل انجام نيست، بايستي با کمک مشاوراني دلسوز ، زبان فهم و عاقل ، به اين مهم برسد.
اگر اين مرحله به درستي انجام شد، قطعاً فرد در هر شرايطي، حتي در شرايط فعلي جامعه که مشکل اشتغال جدي است، ميتواند به موفقيت شغلي برسد و ازدواج، مسکن و بقيه موارد هم با توجه به موفقيت و پايگاه اجتماعي ايجاد شده، در مدت زمان قابل قبولي به شرط واقع بيني، حل شدني است.
فلسفه نمي بافم، تئوري پردازي خوش خيالانه نميکنم، توي آفتاب هم لم نداده ام و با شکم پرشعر بگويم، واقعاً اصلي ترين مشکل جوانان را همين مي دانم. مشاوراني امين و دانا که بتوانند هرکسي را با توجه به استعدادهايش، راهنمائي کنند.
چه خوش فرمودند امام عابدان که "هلک من ليس له حکيم يرشده" : کسي که حکيمي ارشادگر نداشته باشد، هلاک مي گردد.
و اما مشکل دوم جوانان : عدم حرف شنوي است. خيلي رسم بدي شده که همه از در و ديوار تا راديو تلويزيون به اشکال مختلف اين مطلب رو القا ميکنند که : آقا نصيحت بسه، نصيحت نکنيد. گوشمون ازين حرفها پره. يه حرف تازه بزنيد و ...
حتي کار به جائي رسيده که در رسانه ها اگر کسي ، بزرگتري خواست توصيه اي بکنه، اولش کلي عذرخواهي ميکنه از طرف، که ببخشيد، قصد نصيحت ندارم ... خيلي عذر ميخوام... انگار که داره يه خلاف بزرگ مرتکب ميشه.
قبول دارم که فاصله نسلها يک واقعيت است که روزبروز هم زيادتر ميشه و خيلي از بزرگترها، درک درستي از حال و هواي فکري کوچکترها ندارند اما اولاً اين کلي نيست، ثانياً خيلي از حرفها ربطي به زمان و زمانه نداره، ربطش به آدم و آدميت است.
بطور خلاصه، به عقيده من اگر جوان دو کار بکند، يکي مشورت با خبير عاقل زمان فهم و زبان فهم و دوم روحيه حرف شنوي و احترام و عمل به فکر و نظر بزرگترها و خبره ترها. هرکي اين دو کار رو کرد و مشکلاتش حل نشد (دو روزه نه ها، چند ساله) ، بياد با من دعوا کنه.
روي دسكتاپ كامپيوترم يه فايل دارم بنام New Text Document.txt ، كه هر وقت ميخوام وبلاگ بنويسم، روش دو تا کليک کوچولو ميكنم. اولش يه انتر ميزنم، يه بنام خدا و شروع...
الان دارم از اونجا با شما صحبت ميكنم...
اينجا هوا كاملاً برفيست... همه جا سفيد است...
اينجا هر چي دلم بخواد مينويسم. هيييييچ ملاحظهاي در کار نيست...
اينجا يکي هست که همش داره بهم چشمک ميزنه...
اينجا يه قاب مستطيلي داره با يه نوار سرمهاي رنگ بالاش که شده مثل يک پنجره...
پنجرهاي که رو به فکرم باز شده و من از داخلش خودم را ميبينم، در لباس حروف و الفاظ...
گاهي وقتها از اين کلمات لذت ميبرم، گاهي بهم روحيه مي دهند، گاهي خسته ميشم از دستشون، گاهي اشک ميريزم براشون ، گاهي هم ميترسم ازشون...
...
نوشتههاي ما، سرودههاي ما و هر اثري که از ما صادر ميشود، داراي عمري است به درازناي ابديّت.
حتّي اگر همان لحظه حذفش کنيم، از وبلاگ برداريم و يا...
اينها مخلوق ما هستند، حاصل خلاقيت ما هستند...
خالق مطلق، اذن و قدرت خلاقيت به ما داده، از کيسهي خلاقيت او برميداريم و ميآفرينيم ...
وقتي کلمات با اذن تکويني او و با دستان خلاق ما لباس وجود ميپوشند، ديگر عدمي در کار نيست...
خيلي دقت کنيم، که چه مي نويسيم.
نوشتههاي ما، آئينهاي شفافند از شخصيت ما، منش ما، وسعت ما، بينش ما و ...
در طول تاريخ، بيشترين شناخت آدمي از افراد، از نوشتههاي آنها بودهاست، نه از ديدار و صحبت با آنها.
....
زياد دوستان از من ميپرسند که به نظر تو نوشتهي خوب چه نوشتهاي است.
به تازگي معياري جديدي ذهنم را مشغول کرده :
نوشتهاي که وقتي خواندنش تمام شد، خواننده را به فکر فرو برد، فکري عميق و دامنه دار...
فکري که بر ريشههاي وجود و ذهن او، چنگ اندازد و آنها را مالش دهد...
چه بهتر، كه فکري مبدا نما و مقصد نما باشد...
همان فکري که يک ساعتش کار عبادت يک عمر را ميکند...
يك كارشناس مديريت زمان كه در حال صحبت براي عده اي از دانشجويان بود، براي تفهيم موضوع، مثالي به كار برد كه دانشجويان هيچ وقت آن را فراموش نخواهند كرد.
او همانطور كه روبروي اين گروه از دانشجويان نشسته بود گفت:
"بسيار خوب، ديگر وقت امتحان است!"
سپس يك كوزه دهان گشاد را از زير ميز بيرون کشيد و آن را روي ميز گذاشت.
پس از آن تعدادي قلوه سنگ كه هر كدام به اندازه ي يك مشت بود را يك به يك و با دقت درون كوزه چيد.
وقتي كوزه پر شد و ديگر هيچ سنگي در آن جا نمي گرفت از دانشجويان پرسيد:
"آيا كوزه پر است؟“
همه با هم گفتند: بله
او گفت: واقعاً؟
سپس يك سطل شن از زير ميزش بيرون آورد. مقداري از شن ها را روي سنگ هاي داخل كوزه ريخت و كوزه را تكان داد تا دانه هاي شن خود را در فضاي خالي بين سنگ ها جاي دهند.
بار ديگر پرسيد: "آيا كوزه پر است؟“
اين بار كلاس از او جلوتر بود، يكي از دانشجويان پاسخ داد: احتمالا نه!
او گفت: ”صحيح“ و سپس يك سطل ماسه از زير ميز بيرون آورد و ماسه ها را داخل كوزه ريخت.
ماسه ها در فضاي خالي بين سنگ ها و دانه هاي شن جاي گرفتند.
او بار ديگر سوال خود را تکرار کرد و اين بار منتظر پاسخ نشد.
در اين موقع يك پارچ آب از زير ميز بيرون آورد و شروع به ريختن آب در داخل كوزه كرد تا وقتي كه كوزه لب به لب پر شد. سپس رو به كلاس كرد و پرسيد :
"چه كسي مي تواند بگويد نكته اين مثال در چه بود؟"
يكي از دانشجويان مشتاق دستش را بلند كرد و گفت: اين مثال مي خواهد به ما بگويد كه برنامه زماني ما هر چقدر هم كه فشرده باشد، اگر واقعا سخت تلاش كنيم هميشه مي توانيم كارهاي بيشتري در آن بگنجانيم.
استاد پاسخ داد: نه
نكته اين نيست، حقيقتي كه اين مثال به ما مي آموزد اين است كه اگر سنگ هاي بزرگ را اول نگذاريد، هيچ وقت فرصت پرداختن به آن ها را نخواهيد يافت!
سنگ هاي بزرگ زندگي شما كدام ها هستند؟
فرزندتان، محبوبتان، تحصيلتان، روياهايتان، انگيزه هاي با ارزش، آموختن به ديگران، انجام كارهايي كه به آن عشق مي ورزيد، زماني براي خودتان، سلامتي تان و ..."
به ياد داشته باشيد كه ابتدا اين سنگ ها ي بزرگ را بگذاريد، در غير اين صورت
هيچ گاه به آن ها دست نخواهيد يافت.
اگر با كارهاي كوچك (شن و ماسه) خود را سرگرم و خسته كنيد، زندگي خود را با كارهاي كوچكي كه اهميت زيادي ندارند پر مي كنيد و هيچ گاه وقت كافي و مفيد براي كارهاي بزرگ و مهم (سنگ هاي بزرگ) نخواهيد داشت.
پس امشب يا فردا صبح، هنگامي كه به اين داستان كوتاه فكر مي كنيد، اين سوال را از خود بپرسيد:
"سنگ هاي بزرگ زندگي من كدام اند؟”
آنگاه
اول آنها را در كوزه خود بگذاريد!
Apple
اپل: ميوه مورد علاقه استيو جابز مؤسس و بنيانگذار شركت اپل، سيب بود و بنابراين اسم شركتش را نيز اپل (به معني سيب ) گذاشت.
Adobe
اسم رودخانه اي كه از پشت منزل مؤسس آن، جان وارناك، عبور ميكند.
گوگل در رياضي نام عدد بزرگي است كه تشكيل شده است از عدد يك با صد تا صفر جلوي آن. مؤسسين سايت و موتور جستجوي گوگل به شوخي ادعا ميكنند كه اين موتور جستجو ميتواند اين تعداد اطلاعات (يعني يك گوگل اطلاعات ) را مورد پردازش قرار دهد.
Cisco
مخفف شده كلمه سان فرانسيسكو است كه يكي از بزرگترين شهرهاي امريكا است.
HP
اين شركت معظم توسط دو نفر بنام هاي بيل هيولت و ديو پاكارد تأسيس شد. اين دو نفر براي اينكه شركت هيولد پاكارد يا پاكارد هيولت ناميده شود مجبور به استفاده از روش قديمي شير يا خط شدند و نتيجه هيولد پاكارد از آب در آمد.
Hotmail
اين سايت يكي از سرويس دهندگان پست الكترونيكي به وسيله صفحات وب است. هنگامي كه مدير پروژه برنامه مي خواست نامي براي اين سايت انتخاب كند علاقهمند بود تا نام انتخاب شده اولاً مانند ساير سرويس دهندگان پست الكترونيك به كلمه mail ختم شده و دوماً برروي وبي بودن آن نيز تأكيد شود Html بنابراين اين نام را انتخاب كرد.
Microsoft
نام شركت ابتدا به صورت MICROcomputer SOFTware نوشته ميشد ولي به مرور زمان به صورت فعلي در آمد.كه مخفف است. دليل نامگذاري شركت به اين اسم نيز آن است كه بيل گيتس مؤسس شركت آن را با هدف نوشتن و توسعه نرم افزارهاي ميكروكامپيوترها تأسيس كرد.
Intel = INTergrated Electronicss
از آنجايي كه اين شركت از بدو تأسيس با تأكيد روي ساخت مدارات مجتمع ايجاد شد نام آن را يا به طور مختصر INTEL نهادند.
Motorola
شركت موتورولا با هدف درست كردن بي سيم و راديوي اتومبيل كار خود را آغاز كرد. از آنجاييكه مشهورترين سازنده بي سيم و راديو هاي اتومبيل در آن زمان شركت victoria بود مؤسس اين شركت يعني آقاي پال كالوين نيز اسم شركتش را موتورولا گذاشت تا علاوه بر داشتن مشابهت اسمي كلمه موتور نيز به نوعي در اسم شركتش وجود داشته باشد.
Oracle
مؤسس شركت اوراكل يعني لري اليسون و باب اوتس قبل از تأسيس شركت روي پروژهاي براي CIAA كار ميكردند . اين پروژه كه اوراكل نام داشت بنا بود تا با داشتن مقادير زيادي اطلاعات بتواند جواب تمام سؤالهاي پرسيده شده توسط اپراتور را با مراجعه به مخزن اطلاعات بدهد. اوراكل در اساطير يوناني الهه الهام است. اين دو نفر پس از پايان اين پروژه شركتي تأسيس كرده و آن را به همين اسم نامگذاري كردند.
Red Hat
مؤسس شركت آقاي مارك اوينگ در دوران جواني از پدربزرگش كلاهي با نوارهاي قرمز و سفيد دريافت كرده بود ولي در دوران دانشگاه آن را گم كرد . زماني كه اولين نسخة اين سيستم عامل آماده شد مارك اوينگ آن را همراه با راهنماي كاربري نرم افزار در اختيار دوستان و هم دانشگاهيش قرار دارد. اولين جمله اين راهنماي كاربري، درخواست براي تحويل كلاه قرمز گم شده بود.
Sony
از كلمه لاتين Sonusبه معناي صدا مشتق شده است.
Standford Univercity Network
اين شركت معظم توسط چهار تن از فارغ التحصيلان دانشگاه استانفورد تأسيس شد. ومخفف عبارت بالا ميباشد.
Xerox
كلمه Xer در زبان يوناني به معناي خشك است و اين براي تكنولوژي كپي كردن خشك در زماني كه اكترا كپي كردن به روشهاي فتوشيميايي انجام ميگرفت فوق العاده حائز اهميت بود.
Yahoo
اين كلمه براي اولين بار در كتاب سفرهاي گاليور مورد استفاده قرار گرفته و به معني شخصي است كه داراي ظاهر و رفتاري زننده است . مؤسسين سايت «جري يانگ» و «ديويد فيلو» نام سايتشان را Yahoo گذاشتند چون فكر مي كردند خودشان هم اين طوري هستند.
ده سال پيش (17 دسامبر 1997) براي نخستين بار جورن بارگر (Jorn Barger) واژه وبلاگ (Weblog) را براي ليستي از لينکهايي که در حين وبگردي ها توجهش را جلب کرده بودند، بکار برد.
حالادر آستانه دهمين سالروز اين اتفاق، وي ده نکته از تجاربش در زمينه بلاگ نويسي را براي آنهايي که به تازگي وبلاگ نويسي را آغاز ميکنند، ليست نموده است:
«تصوّر من در سال 1997 از وبلاگ، پديده اي بود براي شفاف سازي بيشتر در وب. که هر وبلاگ در شبکه هاي پيچيده اينترنتي، ليستي خواهد بود از لينکهايي که نگارنده اش در حين وب گردي آنها را بهترين يافته است. سالهاي 1998 و 1999 براي من دوران طلايي وبلاگها بودند. درست زماني که من اصول زير را فرا گرفتم:
- يک وبلاگ به معني کامل کلمه، ليستي است از لينکهايي که شما ميخواهيد ذخيره شان کنيد، يا آنها را به اشتراک بگذاريد. (از همين رو در حقيقت del.icio.us سيستم وبلاگ نويسي مناسبتري است از Blogger).
- شما لينکها را به افکار و پستهايتان و هر کجاي ديگر ميتوانيد اضافه کنيد… اما چنانکه در وبلاگتان، تعداد پستها بيش از لينکهاست، پس شما نياز داريد که برخي چيزها را بياموزيد.
- اگر شما قبل از نگاشتن پست، کمي وبگردي کنيد، در اکثر مواقع، ايده هايتان ساخت يافته تر خواهند شد.
- اگر صادقانه، خودتان باشيد، بر جذابيت لينکهايي که در وبلاگ ميگذاريد افزوده خواهد شد. خوانندگانتان نياز دارند که شما را خوب بشناسند.
- هميشه براي لينکهايي که ميگذاريد، عنوان وبلاگ نويسنده را هم ذکر کنيد. (يا حداقل مطمئن شويد که توضيحات شما براي لينک، آنقدر کافي هست که خوانندگان دوباره صفحه اي را که قبلاً ديده اند، باز نکنند.)
- هميشه به لينکهايتان، صفات توصيفي بيافزاييد، تا خواننده واکنش شما را به لينکها بداند. (مثلاً عاليست، جالب بود، و…)
- به منابعي که شما را به مطلبي راهنمايي کرده اند، اشاره کنيد. با اين کار براي خوانندگانتان امکان اتصال به سرچشمه را فراهم مي آوريد.
- مراقب "gotchas" (فرمتينگ جادويي، فايلهاي طويل و…) باشيد! لينکهاي مهم و اصلي را بين، لينکهاي غيرضروري گم نکنيد.
- تعدادي از نويسندگان يا افراد محبوب تان را انتخاب کنيد و يک Google News Feed از نوشته ها يا اخبار مربوط به آنها بسازيد و آنرا در وبلاگتان به نمايش بگذاريد تا خوانندگانتان هم در جريان نوشته ها و اخبار آنها قرار بگيرند.
- لينکهاي مورد علاقه تان را بارها و بارها منتشر کنيد، تا افرادي که اولين بار آنرا از دست داده اند، هم شانس ديدن آنرا داشته باشند.
گوگل از چند نظر سايت ها را رتبه بندي ميکند و اولين چيزي که در گوگل نشانگر اهميت يک سايت است، امتيازي است که گوگل به سايت ها مي دهد و با عنوان geRank شناخته ميشود . گوگل به صفحات سايت ها امتيازي از 0 تا 10 ميدهد و با اين امتياز مکان استراتژيک آن سايت در وب شناخته ميشود . سرويس دهندگان فارسي به ترتيب داراي امتياز هاي زير مي باشند :
امتياز سرويس وبلاگ
6 Persianblog
6 Blogfa
5 Blogsky
4 persianlog
4 Mihanblog
4 Parsiblog
آدرس هاي شامل URL سايت :
بررسي ديگري که ميتوان در گوگل انجام داد تا موقعيت چند سايت را نسبت بهم بدست آوريم (بخصوص در مورد سرويس هاي وبلاگ) تعداد URL هايي است که در آنها اسم سايت وجود دارد :
براي اينکار از جستجوگر پيشرفته گوگل کمک ميگيريم .بطور مثال جمله اي که بايد جستجو کنيد بصورت allinurl: " persianblog.com" ميباشد . اين حالت وبلاگ هايي را که در آدرس آنها persianblog.com موجود باشد در نتيجه جستجو مي آورد . نتيجه براي سرويس هاي وبلاگ فارسي طبق لينک هاي گوگل بصورت زير است:
لينك ها سرويس وبلاگ
2,100,000 Persianblog
1,050,000 Blogfa
428,000 Blogsky
214,000 persianlog
160,000 Mihanblog
17,000 Parsiblog

مراحل زیر را به ترتیب انجام دهید . تا معجزه ای شگفت انگیز را متوجه شوید.(این مطلب برگرفته از اساطیر چینی است)
1- ابتدا کف دو دستتان را روبروی هم قرار دهید و دو انگشت میانی دست های چپ و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانید.
2- چهار انگشت باقی مانده را از نوک آنها به هم متصل کنید.
3- به این ترتیب تمامی پنج انگشت به قرینه شان در دست دیگر متصل هستند.
4- سعی کنید انگشتان شست را از هم جدا کنید. انگشت شست نمایانگر والدین است. انگشت های شست می توانند از هم جدا شوند زیرا تمام انسان ها روزی می میرند . به این صورت والدین ما روزی ما را ترک خواهند کرد.
5- لطفا مجددا انگشت های شست را به هم متصل کنید . سپس سعی کنید انگشت های دوم را از هم جدا نمائید. انگشت دوم (انگشت اشاره ) نمایانگر خواهران و برادران هستند. آنها هم برای خودشان همسر و فرزندانی دارند. این هم دلیلی است که انها ما را ترک کنند.
6- اکنون انگشت های اشاره را روی هم بگذارید و انگشت های کوچک را از هم جدا کنید. انگشت کوچک نماد فرزندان شما است. دیر یا زود آنها ما را ترک می کنند تا به دنبال زندگی خودشان بروند.
7- انگشت های کوچک را هم به روی هم بگذارید. سعی کنید انگشت های چهارم (همان ها که در آن حلقه ازدواج را قرار می دهیم) را از هم باز کنید. احتمالا متعجب خواهید شد که می بینید به هیچ عنوان نمی توانید آنها را از هم باز کنید. به این دلیل که آنها نماد زن و شوهری هستند که برای تمام عمر به هم متصل باقی می مانند.
عشق های واقعی همیشه و همه جا به هم متصل باقی می مانند.
شست نشانه والدین است .
انگشت دوم خواهر و برادر .
انگشت وسط خود شما .
انگشت چهارم همسر شما .
و انگشت آخر هم نماد فرزندان شما است .
روزي مردي خواب عجيبي ديد او ديد که پيش فرشته هاست و به کارهاي آن ها نگاه ميکند. هنگام ورود، دسته بزرگي از فرشتگان را ديد که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هايي را که توسط پيک ها از زمين مي رسند، باز مي کنند و آن ها را داخل جعبه مي گذارند. مرد از فرشته اي پرسيد، شما چه کار مي کنيد؟
فرشته در حالي که داشت نامه اي را باز مي کرد، گفت اين جا بخش دريافت است و دعاها و تقاضاهاي مردم از خداوند را تحويل مي گيريم مرد کمي جلوتر رفت، باز تعدادي از فرشتگان را ديد که کاغذهايي را داخل پاکت ميگذارند و آن ها را توسط پيک ها يي به زمين مي فرستند. مرد پرسيد شماها چکار مي کنيد؟
يکي از فرشتگان با عجله گفت: اين جا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت هاي خداوندي را براي بندگان مي فرستيم. مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته مرد با تعجب از فرشته پرسيد: شما چرا بيکاريد؟
فرشته جواب داد: اين جا بخش تصديق جواب است.
مردمي که دعاهايشان مستجاب شده، بايد جواب بفرستند ولي عده بسيار کمي جواب مي دهند.
مرد از فرشته پرسيد: مردم چگونه مي توانند جواب بفرستند؟ فرشته پاسخ داد: بسيار ساده،
فقط کافي است بگويند: خدايا شکر!
خانمي از منزل خارج شد و در جلوي در حياط با سه پيرمرد مواجه شد. زن گفت: شماها رانميشناسم ولي بايد گرسنه باشيد لطفا به داخل بياييد و چيزي بخوريد. پيرمردان پرسيدند: آيا شوهرتمنزل است؟ زن گفت: خير، سركار است. آنها گفتند: ما نميتوانيم داخل شويم. بعد از ظهر كه شوهر آنزن به خانه بازگشت همسرش تمام ماجرا را برايش تعريف كرد. مرد گفت: حالا برو به آنها بگو كه من درخانه هستم و آنها را دعوت كن. سپس زن آنها را به داخل خانه راهنمايي كرد ولي آنها گفتند: ما نميتوانيمبا هم داخل شويم. زن علت را پرسيد و يكي از آنها توضيح داد كه: اسم من ثروت است و به يكي ديگرازدوستانش اشاره كرد و گفت او موفقيت و ديگري عشق است. حالا برو و مسئله را با همسرت در ميانبگذار و تصميم بگيريد طالب كداميك از ما هستيد! زن ماجرا را براي شوهرش تعريف كرد. شوهر كهبسيار خوشحال شده بود با هيجان خاص گفت: بيا ثروت را دعوت كنيم و منزلمان را مملو از دارايينماييم. اما زن با او مخالفت كرد و گفت: عزيزم چرا موفقيت را نپذيريم! در اين ميان دخترشان كه تا اينلحظه شاهد گفت و گوي آنها بود گفت: بهتر نيست عشق را دعوت كنيم و منزلمان را سرشار از عشقكنيم؟ سپس شوهر به زن نگاه كرد و گفت: بيا به حرف دخترمان گوش دهيم، برو و عشق را به داخلدعوت كن، سپس زن نزد پيرمردان رفت و پرسيد كداميك از شما عشق هستيد؟ لطفا داخل شويد ومهمان ما باشيد. در اين لحظه عشق برخاست و قدم زنان به طرف خانه راه افتاد. سپس آن دو نفر هم بلندشده و وي را همراهي كردند. زن با تعجب به موفقيت و ثروت گفت: من فقط عشق را دعوت كردم! دراين بين عشق گفت: اگر شما ثروت يا موفقيت را دعوت ميكرديد دو نفر از ما مجبور بودند تا بيرونمنتظر بمانند اما زماني كه شما عشق را دعوت كرديد، هر جا كه من بروم آنها نيز همراه من ميآيند.
هر كجا عشق باشد در آنجا ثروت و موفقيت نيز حضور دارد.